ابراهيم عاملي ( موثق )

452

تفسير عاملي ( فارسي )

هرگز در آن به نماز مايست كه البتّه آن مسجد نخستين روز مسلمانى پايه بر پرهيزگارى نهاده ، شايسته تر است كه تو در آن نماز بخوانى چه در آن مردانى بودند كه دوست دارند خود را ز پليدى پاك دارند و خدا پاكان را دوست بدارد 109 آيا آنچه پايه گذاريش بر پرهيزگارى خداوندى شده است بهتر است يا آن ساخته بر كناره ى شكسته و از هم جدا شده سرازير بر آتش دوزخ ؟ [ البتّه كه چنين كار ستم است ] و خدا گروه ستمكاران را رهبرى نكند 110 هميشه آن ساخته شدن انديشه و نگرانى دلهاشان شده است تا كه آن دلها بشكافد [ وز اندوه كار خود بميرند ] چه خدا دانا بود و درستكار باشد . سخن مفسّرين : « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً » 103 مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى از اموال آن مردم كه بجنگ نرفتند و پشيمان شدند و توبه كردند صدقه بگير براى كفاره ى گناهشان . جبّائى و بيشتر مفسّرين گفته‌اند : مقصود زكات واجب است . « وَصَلِّ عَلَيْهِمْ » 103 مجمع : يعنى دعا كن كه صدقه شان پذيرفته شود ، و روايت شده است در كتاب صحيح مسلم و صحيح بخارى از عبد اللَّه بن ابى أوفى كه چون عده اى زكات خود را ميآوردند پيغمبر ميفرمود : « اللَّهم صلّ عليهم » و پدرم كه از اصحاب شجره و بيعت رضوان بود خدمت پيغمبر ( ص ) صدقه برد ، آن حضرت فرمود « اللَّهم صلّ على آل ابي اوفى » . « إِنَّ صَلاتَكَ » 103 مجمع : مردم كوفه مفرد خوانده‌اند و ديگران « صلواتك » به صورت جمع قرائت كرده‌اند . « وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللَّه » 106 طبرى : مقصود آنها است كه بجنگ نرفتند و مثل أبو لبابة و ديگران عذر نخواستند و آنها سه نفر بودند بنام هلال بن اميّه و مرارة - ابن ربيع ، و كعب بن مالك و كار آنها محوّل شد بآينده كه توبه شان پذيرفته شد بآيات بعد « لَقَدْ تابَ اللَّه » . مجمع : مردم مدينه و كوفه « مرجون » قرائت كرده‌اند و ديگران « مرجئون » با